تبليغاتX
ایران و اسلام
بروز نمیشه ....
 
با درود به همه ی دوستان
بدون مقدمه و توضیح اضافه میرم سر اصل مطلب :
بدلیل نزدیک شدن به امتحانات نهایی مدتی نمی تونم بروز کنم ،ولی پس از بازگشت به همه ی دیدگاه هایی که برخی ازدوستان ایراد کردند پاسخ خواهم داد .در ضمن باید بگم که دیدگاههایی که مشاهده نمی شوند پاک نشده اند و در وقت معین نمایش داده خواهد شد تا بحثی زیبا و منطقی داشته باشیم.
بدرود هم میهنان
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 21:25بدست درفش کاویانی |

.:. کوروش بزرگ آمدیم .:.
درود بر تمامی یاران هم اندیش
امسال بر این شدیم تا در سال جدید در کنار پدرمان باشیم . . . پدری که اولین قانون حقوق بشر را بر پا کرد . . . پدری که تمام دنیا به آن احترام میگذارند . . . پدری که هم اکنون می خواهند ان را نابود کنند.
آری . . . داستان داستان 10800 سال تمدن است که کابوسی به نام سیوند میخواهد آن را به یکباره نابود کند!
امسال میخواهیم اغاز سال جدید را در کنار مقبره کوروش بزرگ باشیم . . .

تمامی دوستانی که تمایل به شرکت در این برنامه را دارند برای من پیغام بگذارند . . .
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 15:0بدست درفش کاویانی |

جشن چهارشنبه سوری

 چهارشنبه سوری

جشن سوری(چهار شنبه سوری) از جمله جشن های آریایی ، جشن های آتش است . امروزه تنها « جشن سوری » ، معروف به « چهارشنبه سوری » و نیز « جشن سده » برایمان به یادگار مانده است و در باره جشن های فراموش شده ی آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهریورگان » یا « آذر جشن » می توان اشاره داشت . آتش نزد ایرانیان نماد روشنی ، پاکی ، طراوت ، سازندگی ، زندگی ، تندرستی و در پایان بارزترین نماد خداوند در روی زمین است . مجموعه ی آیین های نوروزی از « جشن سوری » ( چهارشنبه سوری ) آغاز می شود و با آیین سیزده بدر نوروز به سر انجام خود می رسد . ( بهرام فره وشی ، ص 43 ) برخی را باور این است که با در نگر(نظر) آوردن واژه ی « چهارشنبه » که بر آمده از فرهنگ تازی و سامی است ، پس « چهارشنبه سوری » ارمغانی از سوی تازیان است ، چرا که همانگونه که می دانیم ، در ایران باستان هر روزی نامی ویژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامیاد روز و ) و نشانی از بخش بندی امروزین چهارهفته ایی و نام های آنان به چشم نمی خورد . اما می بینیم که در میانه سده چهارم هجری ، از این جشن و چگونگی بر پایی و هنگام آن و نیز دیرینگی اش سخن به میان است . برابر این آگاهی که در نسک(کتاب) تاریخ بخارای ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان سامانی ، در میانه سده چهارم هجری ، این جشن با شکوهی بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوری» نامیده می شده است . چون در روز شماری تازیان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار می رفته شب چهارشنبه ی پایان سال را با « جشن سوری » به شادمانی پرداخته و بدین گونه می کوشیدند تا نحسی و نا خجستگی چنین شب و روزی را بر کنار کنند . همچنین جاحظ در نَسَک خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگی(نا مبارک)چهارشنبه نزد تازیان اشاره می کند . منوچهری در این روز مردمان را به شادمانی می خواند تا از نا خوبی و بد یمنی آن رها شوند .


 

 ( عبدالعظیم رضایی ، صص 119 118 ) اما بر پایه ی پژوهش های انجام شده ، زمان باستانی « جشن سوری» را می توان در این سه گاه باز جست :

۱. شب بیست و ششم از ماه اسفند ، یعنی در نخستین شب از پنجه ی کوچک

 ۲. نخستین شب پنجه ی بزرگ یا پنجه ی وه که پنج روز کبیسه است و نخستین شب و روز « جشن همسپهمدیم» (آخرین گاهنبار سالانه)

 ۳. دیدگاه سوم ، شب پایانی سال است که ارجمندترین روز « جشن همسپهمدیم» و جشن آفرینش انسان است . ( هاشم رضی ، ص 149 ) .

افزون بر این و بنا به سنتی که برای برخی رویدادهای بزرگ و جشن های باستانی ، برابر نهادی اسلامی نیز بدست داده شده است ، آتش افروزی و شادمانی شب چهارشنبه ی آخر سال را برخی به قیام مختار ثقفی که به خونخواهی حسین و فرزندانش قیام کرده بود ، نسبت می دهند : « مختار وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی کشتگان کربلا قیام کرد ، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد ، دستور داد که شیعیان بر بام خانه ی خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد» ( محمود روح الامینی ، ص 50 ) . واژه « سوری » پارسی به چم(معنی) « سرخ » می باشد و چنان که پیداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « میهمانی » هم در فارسی به کار رفته است. بر پا داشتن آتش در این روز نیز   گونه ای گرم کردن جهان و زودودن سرما و پژمردگی و بدی از تن بوده است . در گذشته        جشن های آتش کاملا" حالت جادویی داشته و بسیار بدوی بوده است . چگونگی این جشن ، همسانی و مانندگی های فراوانی به جشن سده دارد . ( مهرداد بهار ، ص 233 ) استاد پورداود ، پس از بزرگداشت این جشن باستانی ، به جستار(مبحث)ویژه ای اشاره دارد و بر این باور است که رسم پریدن از روی آتش و خواندن ترانه هایی همچون « سرخی تو از من ، زردی من از تو و » از افزونه های پسا اسلامی است و از دیدگاهی ، بی احترامی به جایگاه ارجمند آتش به شمار می رود . ( ابراهیم پور داود ، ص 75 ) اما به گفته یکی از دوستان به آسانی میتوان این نگره را رد کرد: نخست دیدگاه مردم ایران نسبت به آتش؛خوب یکی از جنبه های تقدس آتش پاک نمودن بیماریها و دور کردن ارواح خبیثه (به تعبیر آن دوران) بوده است؛ برای نمونه در صورت سرایت طاعون رخت و ابزار بیمار را در آتش می ریختند تا از بدی ها پا ک شود؛ و ۱۰۰٪ این بی احترامی به آتش بشمار نمی آید. همین امروز هم رسم اسفند دود کردن و گرد خانه تاب دادن رایج است(برای زدودن شر و بیماری و چشم زخم)که باز مانده از گذشته است؛ هم اکنون پریدن از روی آتش هم می توانسته با فلسفه پاک کردن نفس صورت گرفته باشد.


 

دوم گذر سیاوش از آتش؛ خب باید ببینیم سیا وش چگونه از آتش گذشته است! فردوسی می گوید: ســیــاوش ســیــه را بــه تــنــدی بــتـــاخـــت نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت ز هــرســو زبــانــه هــمــی بـــرکـــشـــیـــد کــســی خـــود و اســـپ ســـیـــاوش نـــدیـــد خب آتش انبوهی بوده و سیاوش هم تیز از آن گذشته است؛ و می دانیم که گامهای اسب ریخت پرش دارد؛ پس سیاوش به آرامی ونرمی از آتش نگذشته است.

برخی از آیین های جشن سوری :  بوته افروزی ، آب پاشی و آب بازی ، فالگوش نشینی ، قاشق زنی ، کوزه شکنی ، فال کوزه ، آش چهارشنبه سوری ، آجیل مشگل گشا ، شال اندازی ، شیر سنگی ( توپ مروارید ) و (علی بلوک باشی ، صص 63 57 ، بهرام فره وشی ، صص 49-44) همچنین در جاهایی همچون شیراز ، کردستان و آذربایگان ، آداب و آیین ویژه و کهن تری وجود دارد . برای نمونه، سفره حضرت خضر و یا آب پاشی در سعدیه که ویژه ی شیراز است و یا سفره های خوراکی رنگینی که در کردستان و آذربایگان آماده میشود و نیز آیین آتش افروزی و شادمانی همگانی مردم . برخی را عقیده بر این است که « جشن سوری » ( چهارشنبه سوری ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فروهر درگذشتگان نیز پیوند و بستگی دارد. البته استاد مهرداد بهار با این ایده ی فرجامین همداستان نیست. ( مهرداد بهار ، ص 234 ) و در پایان امید است که همه ی هم میهنان گرامی با برپاداشتن این جشن و جشنهای دیگر ایران زمین در راه کوشش برای پدافند(دفاع) و نگهداری از این آیین های کهن گام بردارند.

بیایید چهارشنبه سوری را چهارشنبه سوری برگزار کنیم بدون ترقه

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 10:39بدست درفش کاویانی |

برخی از اشکالات تازی نامه ( قرآن )

 در این قسمت برخی از اشکالات تازی نامه ( قرآن ) را گذاشتم ؛ خواهشمندم به این آیات با دیده ی خرد و منطق نگاه کنید و از دخالت دادن تعصب بپرهیزید . اگر در آیه ای شک دارید، می توانید به قرآنی که دارید مراجعه کنید و از صحت و درستی این آیات مطمئن شوید .پیشنهاد میکنم در زمان خواندن این پست یک قرآن در کنارتان باشد .

پیروز باشید و سربلند

 

 

۱- و نیز خورشید تابان که بر مدار معین خود دائم بی هیچ اختلاف به گردش است برهان دیگر بر قدرت خدای دانا و مطلق است.  و در آیه بعدی می گوید نه خورشید را شاید که به ماه فرا رسد و نه شب به روز سبقت گیرد و هر یک بر مدار معینی شناورند !  (سوره یس.آیه۳۷) 

 

نتیجه:امروزه می دانیم این زمین است که بدور خورشید می گردد.در گذشته این طور تصور می شد که خورشید بدور زمین می گردد ولی این که خدا به چنین امری اشراف نداشته باعث تعجب است.  

۲- خداست آن ذات پاکی که آسمان را چنان که می نگردید بدون ستون بر افراشت آنگاه با کمال قدرت عرش را در خلفت بر افراشت و خورشید و ماه را مسخر ارادهُ خود ساخت که هر کدام در وقت خاص به گردش درآیند. (سوره رعد.آیه۲) 

 

نتیجه:در اینجا آسمان را چون جسمی حجیم دانسته که بدون ستون برپاست و برای خورشید هم گردش قایل شده است.

 

۳- ای پیغمبر,اگر از تو سوُال کنند که سبب بدر وهلال ماه چیست جواب بده که در ان تعیین اوقات عبادت حج و معاملات مردم است  ونیکوکاری به این نیست که از پشت دیوار به خانه در آیید چه این کار ناشایسته است نیکویی آن است که پارسا باشید و به هر کار از راه ان داخل شوید و تقوی پیشه کنید که رستگار شوید. (سوره بقره.آیه۱۸۸)

 

نتیجه اول: از همه به انسجام این آیه توجه کنید بعد از صحبت از علت بدر وهلال ماه بلا فاصله می گوید نیکو کاری به این نیست از پشت دیوار به خانه در آیید.  این دو چه ربطی به هم دارند.   آیات بی سر وته نظیر این در قرآن فراوان است

نتیجه دوم: آیا کرهُ ماه و زمین میلیارد ها سال قبل برای تعیین ایام حج و معاملات آفریده شدند؟ 

 

۴-او خدایی است که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد پس از آن به خلقت آسمان نظر گماشت و هفت آسمان را بر فراز یکدیگر برافراشت و او به همه چیز داناست. (سوره بقره.آیه۲۸)

 

نتیجه: اگر همه موجودات برای انسان خلق شدند موجوداتی که میلیونها سال قبل از خلقت انسان نسلشان منقرض شده بود برای چه خلق شدند.  از طرفی انسان جوانترین مخلوق می باشد چگونه موجودات دیگر میلیونها و شاید میلیاردها سال زودتر برای او آفریده شدند و هیچ فضا نوردی نگفته که آسمان هفت طبقه است.

 

۵- و نیز اوست که چراغ ستارگان را برای راهنمایی شما در تاریکیهای بیابان و دریا روشن داشته همانا ما آیات خود را برای فهم اهل فکرت به تفصیل بیان کردیم. (سوره انعام.آیه۹۶)

 

نتیجه:۴ میلیارد کهکشان وجود دارد که هر کدام ۴ میلیارد ستاره دارند. بعضی از آنها آنقدر از ما دورند که میلیونها سال طول می کشد تا نور آنها به ما برسد. آیا پذیرفتنی است که آنها برای راهنمایی ما در بیابان ها و دریاها روشن شده باشند.

 

۶- او خداوندی است که شب تار را برای آسایش وروز روشن را مقرر فرمود که در آن نشانه های قدرت خدا برای مردمی که سخن حق را بشنوند پدیدار است. (سوره یونس.آیه۶۶)

 

نتیجه:آیا خدا نمی داند که در بعضی از جاهای این کرهُ خاکی ۶ ماه شب و شش ماه روز است؟

 

۷- آن خدایی که همهُ موجودات عالم را جفت آفریده و برای شما کشتیها و چهار پایان را در آب و خاک مقرر فرمود.  (سوره زخرف.آیه۱۲)

 

نتیجه:اما نه همهُ جانوران عالم جفت نیستند.برای مثال تک سلو لی ها از جمله امیب دارای جنس نروماده نیستند وموجوداتی هستند که هردو سلول نر و ماده را با هم دارند(موجودات هرمافرودیست) و نه کشتی از مخلوقات خداست.  کشتی را انسان ساخته است نه خدا.

 

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 20:45بدست درفش کاویانی |

این حسین کیست ؟؟

دیوانگان حسین ببینند

با درود بر همه ی دوستان عزیز

پیرو پست گذشته و دیدگاه برخی از دوستان برآن شدم تا رویه ای ( صفحه ای ) از کتاب صفینه البحار و مدینه الاحکام و الآثار ، نوشته ی حاج شیخ عباس قمی را اسکن کنم و برای شما قرار دهم  .

شاید این پرسش پیش بیاید که حاج شیخ عباس قمی کیست و چه کرده ؟؟!!

برای پاسخ به این پرسش پیشنهاد می کنم نام این نویسنده  را در گوگل جستجو کنید . زیرا اگر خودم بنویسم ، نمی توانم همــه چیز را در مورد او بگویم ؛ خودتان با حجم تالیفات و سواد ایشون آشنا شوید بهتر است .

اگر کل نوشته ی عکس رو نمی تونید بخونید عکس رو در حافظه ی کامپوترتون ذخیره کنید و از اونجا ببینید .

 

 

آری این همان حسین بن علی امام سوم شیعیان است ، کسی که  بزرگترین دشمنانش ایرانی ها هستند ، کسی که  می گوید باید ایرانی ها را دستگیر کرد و زنانشان را به عنوان برده بفروش رساند .

آری این همان حسین است که ما ۱۰ روز برایش عزاداری می کنیم و ۲ ماه لباس سیاه می پوشیم . آری حسین همان کسی است که برایش به سر و سینه می زنیم .

ما کیستیم؟ ما ایرانی هستیم و بزرگترین دشمن حسین ، ما را باید به بردگی و غلامی اعراب ببرند  که البته تا الان موفق هم بودند چرا که هنوز پیرو این دین بیابانی هستیم .

دوستان امیدوارم دیدگاههای خود را مطرح نمایید ، تا یک نتیجه گیری کلی بدست آوریم .

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 10:38بدست درفش کاویانی |

دانش ائمه اطهار در چه سطحی بوده ؟

 

برای اشنایی با سطح دانش بسیار پایین ائمه اطهار برخی از احادیث انان را از کتب معتبر بررسی می نمائیم .از کتب :( اصول کافی - حلیه المتقین - بحارلانوار- عین الحیوه )

1-حضرت امام موسی فرمودند:

که در خروس پنج خصلت از خصلتهای پیغمبران هست.1- بسیار جماع (امیزش) کردن 2. غیرت 3.شناختن وقت نمازها 4.شجاعت 5.سخاوت .(حلیه المتقین.باب12.فصل7) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)  

2- از حضرت صادق روایت شده که امیر المومنین فرمود:

اولین کسی که بر خدا سر کشی کرد عناق دختر ادم بود و اولین کشته ای که خدا او را کشت همان (عناق) بود. که نشمینگاهش یک جریب در یک جریب بود و بیست انگشت داشت که در هر انگشت دو ناخن بود چون دو داس پس خدا شیری مانند فیل و گرگی ببزرگی شتر و کرکسی باندازه استر بر او مسلط کرد و انها او را کشتند.   (اصول کافی.جزء4.باب ستمگری) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

3- حضرت محمد به حضرت علی وصیت نمود:

ای علی در وقت جماع(امیزش) با زن خود سخن مگو که اگر فرزندی حاصل شود ایمن نیستی که لال باشد ونگاه نکند احدی به فرج زن خود و چشم بپوشد در ان حالت که نظر کردن به فرج در ان حالت باعث کوری فرزند میشود.   (حلیه المتقین.فصل 4.باب4) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

4- حضرت صادق فرمودند:

دعا را در چهار هنگام بخوانید:1- هنگام وزیدن بادها 2- برطرف شدن سایه ها 3- فرو امدن باران 4- ریخته شدن اولین قطره خون مومن . زیرا در این چهار حالت در های اسمان باز می شود.    (اصول کافی.جزء4.باب اجابت دعا) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

5- حضرت امام رضا می فرمودند:

دهن دره از شیطان است و عطسه از خدای عز و جل. (اصول کافی.جزء4.باب عطسه) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

6- حضرت علی فرمودند:

هر کس چون عطسه کند دنبال ان بگوید : "الحمد الله رب العالمین علی کل حال" که در انصورت درد گوش و دندان نبیند. (اصول کافی.جزء4.باب عطسه) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

7- حضرت صادق فرمودند:

جماع (امیزش) مکن با همسر خود در اول ماه و اخر ماه و میان ماه که باعث این می شود که فرزند سقط شود و نزدیکست که اگر فرزندی حاصل شود دیوانه باشد یا صرع داشته باشد.نمی بینی کسی که صرع می گیرد اکثر انست که در اول ماه یا دراخر ماه میباشد. (حلیه المتقین.باب 4.فصل 4) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

8- حضرت محمد فرمودند:

سه چیز است که حافظه را زیاد می کند و درد های بدن را می برد: 1- کندر خوائیدن 2- مسواک کردن 3- قران خواندن. (حلیه المتقین.فصل 1.باب 5) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)  

9- حضرت امام موسی فرمودند:

چون موی سر بلند شود انگاه چشم را ضعیف می کند و نورش را کم می کند و ازاله (اصلاح) کردن دیده را جلا می دهد. (حلیه المتقین.فصل 2.باب 5) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

10- حضرت صادق فرمودند:

هر که عطسه زند سپس دستش را بر استخوان تیغه بینی نهد و بگوید: "الحمدالله رب العالمین حمدا کثیرا کما هو اهله و صلی الله علی محمد النبی و اله و سلم" انگاه از سوراخ چپ بینی او پرنده ای کوچکتر از ملخ و بزرگتر از مگس بیرون اید و برود تا به زیر عرش رسد و تا روز قیامت برای او استغفار کند.

(اصول کافی.جزء4.باب عطسه) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

11- حضرت امام باقر فرمودند:

در ان میان که امیر المومنین در مسجد کوفه بر منبر بود.اژدهایی از طرف یکی از درهای مسجد روی اورد.مردم اهنگ کشتنش را کردند امیر المومنین کسی را فرستاد تا دست نگهدارند.مردم از کشتنش خودداری کردند و او سینه کشان می رفت تا پای منبر رسید .برخاست وروی دمش ایستاد و به امیر المومنین سلام کرد حضرت فرمود تو کیستی؟ گفت من عمروبن عثمان خلیفه شما بر طا یفه جن هستم .پدرم به من سفارش کرد خدمت شما بیایم و رای شما را بدست اورم اکنون نزد شما امدم تا چه دستور فرمایی. (اصول کافی.جزء2.باب جن) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

12- حضرت محمد فرمودند:

گرفتن ناخن ها دردهای بزرگ را منع می کند و روزی را فراخ می گرداند.  (حلیه المتقین.باب5.فصل8)  (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

13- حضرت محمد فرمودند:

چون مگس در ظرف طعام بیفتد ان را تکان دهید و بیندازید که در یک بالش زهر است و در بال دیگرش شفاست و ان بال زهر الود را در اب وطعام فرو میبرد شما ان بال دیگر را هم فرو برید که ضرر نرساند.    (حلیه المتقین.باب12.فصل8) (تالیف محمد باقر مجلسی)

14- حضرت امام رضا فرمودند:

اما م رضا شخصی را دیدند که درد چشم داشت.فرمود می خواهی تو را چیزی بیاموزانم که اگر بجا اوری هرگز درد چشم نبینی؟ گفت بلی. فرمودند که در هر پنجشنبه ناخن هایت را بگیر.ان شخص چنین کرد و هرگز درد چشم ندید. (حلیه المتقین.باب5.فصل9) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

15- حضرت علی فرمودند:

اگر مو هایت را بصورت ایستاده شانه کنی بدان که باعث فقر و پریشانی ات خواهد شد.    (حلیه المتقین.باب5.فصل12) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)  

16- حضرت امام موسی فرمودند:

حیواناتی که مسخ شدند به قرار ذیل می باشند.(بدین معنی که ابتدا انسان بودند و بعد به اذن خدا تبدیل بحیوانات شدند.

1- فیل: پادشاهی بوده که زنا و لواط می کرده.

2- خرگوش: زنی بوده که به شوهر خود خیانت می کرده.

3- میمون و خوک: جماعتی از بنی اسراییل که در روز شنبه شکار کردند.

4- سوسمار: گروهی از بنی اسراییل که در زمان حضرت عیسی ایمان نیاوردند.

5- عقرب: مردی بوده که سخن چینی می کرده.

6- زنبور: قصابی بوده که از ترازو دزدی می کرده.

7- خرس: مردی بوده که مردم با او عمل قبیح می کردند.

8- عنکبوت: زنی بوده که از برای شوهر خود سحر می کرده.

9- پشه: شخصی بوده که پیغمبران را مسخره می کرده.

(حلیه المتقین.باب13.فصل8) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

17- حضرت محمد فرمودند:

ریش را از طرف پایین چهل مرتبه واز طرف بالا هفت مرتبه شانه می کردند و می فرمودند که روزی را زیاد می کند و بلغم را قطع می کند.  (حلیه المتقین.باب5.فصل 12) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

18- حضرت امام صادق فرمودند:

هرگاه زنی حامله باشد و چهار ماه بر او بگذرد روی او را بقبله کن و ایه الکرسی بخوان و دست بر پهلوی او بزن و بگو "اللهم انی قدسمیته محمدا"یعنی خدایا من او را محمد نامیدم چون چنین کنی خداوند ان فرزند را پسر گرداند. (حلیه المتقین.باب4.فصل7) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

19- حضرت اما موسی فرمودند:

شستن سر (موی سر) با سدر روزی را زیاد می کند.

(حلیه المتقین.باب7.فصل5) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

20- حضرت امام جعفر صادق:

ایشان برای اصلاح مو های زیر بغل از دارو استفاده می کردند و می فرمودند که کندن مو های زیر بغل دوش ها (کتف) راسست می کند.

(حلیه المتقین.باب7.فصل7) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

21- حضرت امام  صادق فرمودند :

 علم نافعی که سبب نجات بشود، فقط توحید و امامت و علومی است که از حضرت رسول الله(ص) بما رسیده است. از سایر علوم آنچه برای فهمیدن کلام اهل بیت رسالت لازم است، مانند عربی و صرف و نحو و منطق، باید خوانده شود، و غیر آن یا لغو و بیفایده و تضییع عمر، و یا احداث شبهه است در نفس، که بیشتر موجب کفر و ضلالت می شود. (عین الحیوة) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

 

قابل توجه بانوان عزیز:

1- حضرت محمد فرمودند:

زنان را در غرفه و بالا خانه جا ندهید و چیزی نوشتن به ایشان نیاموزید و سوره یوسف را به انها تعلیم ندهید و چرخ رشتن به انها بیاموزید وسوره نور را به انها تعلیم دهید.

(حلیه المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

2- حضرت علی به اما حسن وصیت نمودند:

که زینهار مشورت با زنان نکن زیرا که رای انها ضعیف و عزم انها سست است.

(حلیه المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقرمجلسی)

3- حضرت امام باقر فرمودند:

رازی را بزنان نگویید و درباره خویشان شما انچه گویند اطاعت نکنید.

(حلیه المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

4- حضرت علی فرمودند:

مردی که کارهای او را زنی تدبیر کند ملعو نست و حضرت محمد چون اراده جنگ داشتند با زنان خود مشورت می کردند و هر چه انها می گفتند خلاف ان عمل می کردند.

(حله المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

5- حضرت محمد فرمودند:

که هر که اطاعت زن خود بکند خدا او را سرنگون در جهنم اندازد.

(حلیه المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

6- حضرت محمد فرمودند:

اگر امر می کردم کسی برای غیر خدا سجده کند هر اینه می گفتم که زنان برای شوهران سجده کنند.

(حلیه المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

 7- حضرت محمد فرمودند:

 زنان را با چوب تأدیب نکنید، بلکه با گرسنگی و برهنگی تأدیب کنید تا در دنیا و آخرت راحت باشید. (بحارالانوار) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

8- حضرت محمد فرمود:

 زنان عورتند و بیهوده گفتار؛ چون عورتند در خانه ها پنهانشان کنید و گفتار بیهوده آنان را با سکوت خود چاره کنید. (بحارالانوار) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 1:5بدست درفش کاویانی |

آیا شما ایرانی هستید ؟

جان من چند بار در طول زندگی این بخش از سرود « ای ایران» را خوانده اید که « در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما؟» و فکر می کنید که اگر همین الآن اعلام کنیم که از فردا زبان رسمی کشور مثلا عربی یا افغانی یا ارمنی می شود و نام کشورمان از ایران به توران تغییر می کند و قرار است دوازده تا از استان های کشور را دولت به ترکیه واگذار کند، جز اینکه یک مشت بچه لوس ننر که اسم خودشان را بلد نیستند بنویسند و از صبح تا شب در مورد اینکه کی توالت رفتند و چه لباسی خریدند، ذرت پرتاب می کنند، در اینترنت جمع شوند و برای نجات وطن یواشکی و با نام مستعار کلیک کنند که نام خلیج فارس، خلیج عربی نشود و مشت محکمی به دهان نشنال جئوگرافی بخورد، چه غلطی می کنیم؟

 

 اپوزیسیون مان حاضر نیست تا این حکومت عوض نشده برای ایران کاری بکند و حکومت مان هم اصلا دلش نمی خواهد سر به تن ایران باشد. هم میهنان عزیز هم برای حفظ فرهنگ ایرانی یک مدال فروهر آویزان می کنند گردن شان و با دادن یک مشت فحش به خدا و پیغمبر وظیفه ملی میهنی شان را انجام می دهند و وقتی می پرسی اسم این موجود بالداری که به گردنت آویزان است چیست، تازه به جای اینکه اشتباها یاد داریوش فروهر بیفتند یاد مهرداد اوستا می افتند.... راستی من چرا دارم خودم را جر می دهم؟


خبر این که بدانید ایران بیست سال است که یکی از پنج نام اول سینمای جهان در همه جشنواره هاست و تنها کشور آسیاست که یک سینمای درست و حسابی دارد و در فاصله بیست متری هالیوود حداقل پانصد هزار ایرانی زندگی می کنند که بی اغراق نیمی از تاریخ سینمای ایران قبل از انقلاب را شامل می شوند، به همین دلیل گفته شد که تولید فیلم « مولانا»، پروژه مشترک ترکیه و هالیوود آغاز می شود. وزیر ارشاد ایران نیز همزمان با همین خبر گفت: « سینمای پلیسی آینه تمام نمای جامعه است.» من فکر می کنم اگر فردا به خودمان بگویند که تمام اشعار مولانا که تا به حال به فارسی خواندید، تکذیب می شود و اصلا مولانا شعری به فارسی نگفته و همه اشعارش به ترکی و عربی بوده، باور می کنیم.

البته وقتی بی بی سی عربی ابن سینا را عرب می داند و احتمالا همزمان با این موضوع تمام کارکنان بی بی سی فارسی زبان شان لال شده بود و آنها هم که لال نشده بودند داشتند در مورد مریم دی جی خبر تولید می کردند، طبیعی است که هالیوود هم همین کار را بکند.

 و طبیعی است که وقتی در حضور شخص رئیس جمهور مملکت در مراسم افتتاحیه بازی های آسیایی دوحه اعلام می شود که ابوریحان و ابن سینا ایرانی نبودند، رئیس جمهورمان هم لال می شود و لابد به این دلیل که ابوریحان انرژی هسته ای را کشف نکرده بود، اصلا عین خیالش نیست و برایش سید حسن نصرالله از ابن سینا مهم تر است.

 و طبیعی است که وقتی آقای رضازاده وقتی در دوحه می خواهد جایزه اش را بگیرد، وقتی اعلام می کنند حسین رضازاده از جمهوری عربی اسلامی ایران، یک نفر صدایش درنمی آید و اعتراضی نمی کند و اصلا بعید می دانم که خود رضازاده تا امروز فهمیده باشد که چند کیلو فرق می کند که مملکت جمهوری عربی باشد یا جمهوری ایرانی.

 و طبیعی است که در همین حال آقای رحمتی، وزیر راه بگوید: « باید پل بزرگی بر روی رودخانه شط العرب ساخته شود.» ایرانیان حداقل چهل سال در شرایط مختلف جنگیدند تا بگویند که نام این شهر اهواز است نه المحمره و نام این رودخانه اروند رود است نه شط العرب. باز خدا را شکر که ما یک مدیر میراث فرهنگی داریم که مواظب میراث فرهنگی ما هست و همین دیروز فرمانده یگان حفاظت میراث فرهنگی اعلام کرده است که : « 2200 نفر پلیس گردشگر در کشور فعال می شود.» حواس تان باشد که این 2200 نفر پلیس قرار است 220 تا توریست را کنترل کنند که اگر خدای ناکرده آنها می خواهند از میراث فرهنگی ایران لذت ببرند، کوفت شان بشود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 21:19بدست درفش کاویانی |

پروردگارا به تو پناه می برم

پروردگارا به تو پناه می برم

 

شنیدم ما ایرانی ها به هنر خیلی علاقه داشتیم ، شنیدم علم و فرهنگ و تمدن از ایران متولد شده ، آره ؟ یعنی اینا راسته ؟ چی ؟ تو هم نمی دونی ؟ پس اگه تو که ایرانی هستی نمی دونی کی می خواد بدونه ؟

 

پروردگارا به تو پناه می برم ؛

 

کجاست اون همه شور و شوق ایرانی به فرهنگ و ادب ، کجاست اون همه احساس زیبایی به هنر ، انگار سازندگان این همه بناهای تاریخی ایرانی نبودن ، نمی دونم شاید از کشورهای دیگه بودن ، شاید هم از سیارات دیگه ، اصلا چرا از کشورهای دیگه مگه اون موقع ما حرف اولو تو جهان نمی زدیم ؟!

 

پروردگارا به تو پناه می برم ؛

 

این طور فراموشی ، یعنی یک ایرانی باید این طور خودشو ، اصالتشو ، پدرانشو فراموش کنه ؟!

یک ایرانی باید با تاریخ زندگی کنه ، اگه بدونیم کی بودیم و از کجا اومدیم ، این طور افتخاراتمونو رو فدای بی توجهی هامون نمی کردیم ؛ ولی شوربختانه ( متاسفانه ) در ابن دوره ، تاریخو حتی بخشی از زندگیمونم قرار نمی دیم ، خودمونو تشویق به فراموشی می کنیم ؛ تاریخمونو ، هویتمونو ، گذاشتیم در آخرین و تاریک ترین نقطه ی ذهنمون .

 

پروردگارا به تو پناه می برم ؛

 

چرا ایران ، که یک زمان بهترین بود ، کامل ترین بود و فرهنگ رو به همه دنیا داد حالا باید جزو پایین ترین کشورها باشه و به نام جهان سوم شناخته بشه ، میدونین چرا ؟ چون یادمون رفته کی بودیم ، اگه می دونستیم به این نقطه نمی رسیدیم .

 

پروردگارا به تو پناه می برم ؛

 

تو بگو چه کنم که ایران دوباره ایران بشه ، جدشونو بشناسن و نگذارن تنها یادگارهای پدرانشون از بین بره ، چی شد که ما اینقدر نادان و فراموشکار شدیم ؟ چی شد که تاریخ اینقدر برای ما بی اهمیت شد ؟ به هر گوشه ایران که نگاه می کنی می بینی که داره نابود می شه ولی شوربختانه خیلی از ماها حتی صداشو یا ناله هاشو هم نمی شنویم ، مثل پاسارگاد که تا چند وقت دیگه سد سیوند چکه چکه و آرام آرام نابودش می کنه . چقدرر دلم به حال پدر ایران « کوروش بزرگ » می سوزه که توی کشور خودش هست ولی غریبه ، دلم می خواد تمام عمر براش اشک بریزم .

 

ایرانی بیدار شو ، توروخدا ، تورو به خاک ایران بیدارشو .... تاریخ رو قسمتی از زندگیت نکن ، زندگیت رو قسمتی از تاریخ کن ، چون اگه یه نگاه به گذشتت بندازی آیندت رو بهتر می سازی .

 

ما رو ببخش کوروش بزرگ به خاطر این ناسپاسی و بی توجهی به خاکمون و تشکر نکردن به خاطر خوبی های شما مردان بزرگ ، ما رو ببخش و برای همه ی ما دعا کن ، ماهایی که الان به خودمون اومدیم و دستامونو به هم دادیم تا دوباره ایرانی رو که شما دلاوران ایران کردین از نو بسازیم ، پس برای ما دعا کن .

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:44بدست درفش کاویانی |

آغازی دوباره..........................
خوب می بینید که http://www.7takel.blogfa.com/ فیلتر شده ، اشکالی نداره دوباره آغاز می کنم

خواهشمندم در این راه دشوار مرا یاری فرمایید .

پیشاپیش از شما سپاسگزارم

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 23:10بدست درفش کاویانی |

آیا پیامبر اسلام بی سواد بود ؟!

از بعضی از متون و منابع معتبر تاریخی استنباط می شود که پیغمبر اسلام علاوه بر سواد

خواندن سواد نوشتن نیز داشته است .

 

۱-طبری می نویسد:

" پیغمبر در ماه ذیقعده ( سال ششم ) به قصد زیارت کعبه رفت. اما اهل کعبه نگذاشتند که پیغمبر وارد شود و صلح شد که محمد سه روز در مکه بماند و چون صلحنامه می نوشت چنین نوشت :

این صلحنامه محمد پیغمبر خداست .....

 

 اهل مکه گفتند اگر تو را پیغمبر خدا می دانستیم مانع ورود تو نمی شدیم ، ولی تو محمد بن عبدالله هستی . 

پیغمبر گفت : من پیغمبر خدا هستم و محمد بن عبدالله هستم . و به علی گفت : ( کلمه ) پیغمبر خدا را ( از متن صلحنامه ) محو کن !

اما علی گفت : نه! هرگز تو را محو نمی کنم! پیغمبر صلحنامه را بگرفت و خود کلمه ی محمد را به جای پیغمبر خدا نوشت ." (تاریخ طبری ، ج ۳ ، ص ۱۱۲۵ )

 

۲- امام جعفر صادق می گوید :

 

"چگونه ممکن است پیغمبر بتواند چیزی را به مردم بیاموزد که خود نمی خواند و نمی نوشت ؟ " 

( علل الشرایع ، شیخ صدوقی ، صص ۵۳-۵۲ )

 ÷

۳- ابن عباس می گوید :

"چون بیماری پیغمبر سخت شد ، گفت : لوازم بیاورید تا برای شما مکتوبی بنویسم که پس من  

گمراه نشوید ." ( تاریخ طبری ، ج ۴ ، ص ۱۳۲۰ )

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 22:52بدست درفش کاویانی |